چهل سال بعد کنگان چگونه خواهد بود؟

بدون دیدگاه
جمعه - ۲۶ آبان ۱۳۹۶ - کد خبر: 2671
چهل سال بعد کنگان چگونه خواهد بود؟

با این روند و دقیقاً چهل سال بعد در کنگان چگونه فرض می کنید، شما هم می توانید تصوری داشته باشید!

امواج نیوز، اما با این روندجاری درشهرمان و دقیقاً چهل سال بعد در کنگان آیا من این تصویر فرضی را درست ترسیم می کنم؛ اغلب آنهائیکه زمانی به این شهر آمده بودندتا از روندسرمایه گذاری و بنحوی درآمد کسب ریال کنند پس از تبدیل آن به سایر دارائی ها وارزها ی روز ازاین شهر رفته اند!
لهجه و فرهنگ بومی این شهر کاملاً محو شده است زبان محاوره ترکیبی از واژه ها ولغات متنوع قومی و تعدادی اصطلاحات خارجی وصنعتی است ….
برج وباروهای ساختمانی وتاسیسات صنعتی از روح کار وهمهمه ی جمعیت چهار دهه ی قبل نشانی ندارد. زمین لرزه های خفیف پی درپی تقریباً پای همه ی سازها وتابلوها ترک انداخته و ضمیمه آرامستان هم تکمیل شده، قربانیان آلودگی وسایر آسیب های آجتماعی محیط فیزیکی آرامستان شهر را تکمیل کرده اند.بنحوی که دیگر کسی جرئت ندارد حتی بمیرد! چون” قبر” خرید وفروشی شده و از وارثان میت همکف وطبقه ی یک ودو ومدیر ساماندهی آن باید مجوز هوشمند داشت….
منتقدین سربه هوا و روشنگران بی ادعا دق مرگ شده و مطلعین اوضاع و دارندگان خاطرات زمانه زیبای کنگان چندی قبل تقریباً همه دار فانی را وداع کردند. منتقدین “تابع امر واقع” هم کور وکر و لال ، ماسک “نانو”ئی خویش را بردهان دارند. از ماهی ها و آبزیان دریا تنها تصاویر ونقاشی و حکایت های مجازی باقی مانده است واز ظاهر آب دریا آبگیری لجنی از انبوه آلاینده ها . .. در کنار خیابان کمتر می شنوی که کسی حالش خوب است و اگر یکنفر حال خوشی دارد( محرمانه مانده) وبعنوان استثناء بقیه سراغش را می گیرند تا ازاو درباب علت ماندن در فضای حالی خوب استعلامی بگیرند آنموقع خیلی پیشرفت ملحوظ است بعنوان مثال : میدان مرکزی شهر بجای آب، شربت فواره می کند وبعنوان کانون تمرکز آبادی از کنار نقطه ی مرکزی اش درهرشعاعی تا چندین کیلومتر به چهار جهت اصلی وفرعی که نگاه کنی، فقط فرسایش می بینی وفرسودگی که برایش خودش قطبی در صنعت گردشگری شده، درختان کنار خیابان بیشتر از جنس ملاط سیمان سبز ومفتول های فلزی لاجوردی هستند، می بینی که بچه ها کتابهای هوشمندشان چند منظوره بوده و بعنوان معلم همراه ، همیشه با خود دارند! دانش آموختگان آموزشگاه و فرهیختگان دانشگاه ” فریضه “را “فریزه ” می نویسند و عریضه را با “غریزه ” خلط می کنند، ماترک آموزش وپرش قطعه ی شماره ۲ اختصاص فرهنگیانی گمنام است که پس از مرگ تکریم شدند و”ربات گلاب چی” ، سنگ مزار شان را می شوید تنها گرد وخاک فنا قدردان زحماتشان است و از شعارات بانیان توسعه و میزبانان(نگهبانان میز) تغییر،تفسیر وتعبیری جز فردا وپس فردا که گذشته، چیزی نمانده است اما جالب است که کمربندی شهر کامل شده ولی تردد تک وتوک خودروها بتعداد انگشت شماری بیش قابل ملاحظه نیست و معوقات کارگران شرکت ها پس از کسورات به وارثان آنها پرداخت شده… آنموقع شاید کوه تبدیل به تپه شده باشد و تپه ها تبدیل به خاکریز و…
در همین شرایط واوضاع بحث انتخاباتی جدیدی درگرفت : برای کمک بهبود شعارها وتحقق وعده های قبلی قرار انتخاب رئیس ستاد معین شهر انجام می شود :
چند نامزدمتعصب باقیمانده از روزهای پر افتخار کنگان اعلام کردند که آنها خواهان پیروزی درانتخابات شهرکنگان بوده ومی خواهند ناجی شهرباشند، زیرا این شهر با انبوهی از آسیبها صنعتی یادگار نسل گذشته باقی مانده در مهد صنعت روبروست که طوفان مهاجرت برآن تاثیر چندانی نداشته است زیرا آنها که آمدند رفتند؟!
نامزدهای جدید برای ریاست دراین انتخاب جدید با هم رقابت پرداختند تا اینبار در آغاز یک طوطی را خریداری کنند که منشی رئیس شود. به این دلیل که وعده های محقق شده نامزدهای متنوع انتخاباتی در کنگان طی ده های گذشته برای شهروندان موجود و اقلیت باقیمانده بومیان کنگانی با توجه تدارک رفاه وامکانات با توجه به وضعیت فعلی مورد انتظارقابل مقایسه نبوده و نیست و این وضعیت ممکن است تمام اعراف حقیقی و حقوقی را نقض کند، اما ظاهراً چاره نیست!؟ واینبار از این طریق باید وارد شد!
اولین کاندید فکری کرد؛ و به این ترتیب عنوان “متفکر” را برای خود برگزید، به خود گفت: طوطی می تواند یک عبارت را درقالب یک جمله حفظ کرده و به گوش ارباب رجوعا ن برساند : رئیس ؛ مشغول سازماندهی دفتر وعده های انتخاباتی خود است. اگر سوال دیگری از او شود او فقط چیزی را که یاد گرفته است پاسخ خواهد داد: “رئیس مشغول تنظیم دفتر وعده هایش است.” و کسیت که این نشان اعجاب آور انتخاباتی را باور نکند؟

نامزد دوم گفت: اعلام می کند پیروزی بعدی از آن من است،و با خود گفت: “طوطی ” می تواند هر روز یک میلیون کلمه را برای فرار از وعده هایی که مطرح کرده ام ، بازگو کند “. ” بنابراین در انتخابات بعدی ناگزیر برنده آن خواهم بود، اعلام می کنیم که توطئه دشمنان مردم و شهرمان مانع از اجرای آنچه شده اند که به مردم در انتخابات گذشته قول داده بودم پس من را انتخاب کنید تا آنچه را که من قول داده ام انجام می دهم و این طوطی بر آنچه که می گویم شاهد خوبی است!”
اما نامزد سوم فکر می کند که او بهترین جایگزین است، اما نمی داند چگونه جای نامزد اصلی را بگیرد. اگر قدم های او اشتباه بود و وعده هایش برآورده نشود، برای انتخاب کنندگانش چه پاسخی دارد؟ بله راه حل “طوطی” است، حامیانم خواهند گفت: ” پرنده که دروغ نمی گوید،” درثانی “اگر اجرای وعده ها به تعویق بیفتد،نوشیدنی مخدری به آنها خواهیم داد،که پذیرش وعده ها را به آسانی در وجود او حل می کند وبدینوسیله همه راضی بخانه خواهند رفت!

کاندیدای چهارم فکری کرد … و درنقش “اندیشمند”با خود گفت: “طوطی” می تواند حامیانش را بیش از هر کس دیگری متقاعد کند.آنها به صدای یک پرنده که فارسی روان ولهجه ی کنگانی را بدون اشتباه لفظی صحبت کند شگفت زده خواهد کرد و این را به عنوان یک دستاورد مهم برای رئیس که پیروزقطعی است.
آها ” می گویم.
که جشنواره ی را برای “تغییر “برگزار کنند. اگر چیزی تغییر نکند و همچنان روی کرسی ریاست نشسته باشم، تنها به یک جمله نیاز مندم که این طوطی بنحوی سلیس برای مردم تکرار کند: «ما تغییر را ایجادخواهیم کرد» بزرگترین کارخانه برای تغییر را باز خواهیم کرد. ما اشراک گذاری مقدسی را به صورتی رایگان بنام “تغییر” برپا خواهیم کرد ….
و ما می دانیم که طوطی این عبارت کوتاه را برای همه کسانی که در مورد تاریخ وقوع تغییرات پرسش دارند مرتب تکرار می کند، زیرا حضور در روزهای اولیه مشغول خواهد شد تا ارزش وعده های داده شده را از لحاظ مالی برآورد کنند و باید طوطی که تنها یک پاسخ برای همه کسانی که در مورد اجرای آنچه که وعده داده اندپرسش دارند، تنها چیزی را که یاد گرفته باز می گوید. “.
لذا چهار شرکت کننده درانتخابات به فروشگاه پرندگان نادر رفتند و درخواست آنها این بود که یک طوطی که استاد تلفظ زبان فارسی روان وکنگانی غلیظ ، بدون اشتباه در دستور زبان و ادای کلمات باشد و قادر به تعلیم ویادآوری مفاهیم مفیدی است بخرند…
پس از پرسش وپاسخ اولیه فروشنده از مشتریان جدی، او طوطی سخنگوی زیبا ئی را ارائه کرد که می گفت: “من کاردرست هستم” و در زبان آوری ام اشتباهی نیست “من کاردرست هستم”..
– چقدر قیمت دارد؟
– فقط۶۰۰ هزار تومان؟
– اولی گفت: من آن را خریدم .
– فروشنده: یک طوطی ۲ ملیونی نیز دارم که می تواند چهار کلمه بدون خطا بگوید.
فروشنده گفت :یک لحظه صبر کنید
– من یک طوطی دیگر دارم که شش کلمه می گوید و قیمتش۱۰ ملیون تومان است.
– فردا مبلغی را به حساب بانکی شما میفرستم … ؟
– دیگری فریاد زد: من آماده ام تا وجه آن را نقدی پرداخت کنم !!
-سرکرده تغییر اصرار کرد، من قبلا آن را خریده ام. ؟
رقابت تشدید شد .. من به تومان می پردازیم، نخستین نامزد گفت. من با کارت پرداخت می کنم دومی گفت من به … سومی گفت: …
و چهارمی:- ارزش به رنگ متفاوت پرداخت ها نیست . به نوع آن ها بستگی ندارد من با تومان پرداخت می کنم .. از آنجا که این پول ملی ما و وارد اتی نیست این ثابت می کند که من وطن پرست هستم..
رقابت قوی تر وتنگاتنگ تر از مراحل قبلی شد فروشنده لبخندی زد و گفت: یک طوطی “شش کلمه ای” برای فروش دارم
– یک طوطی بهتر ،۱۰ میلیونی دارم
– ۱۰ میلیونی ؟ چشمان کاندیداها برقی زد.
– بله، آن طوطی اینجاست. به آن نگاه کنید.
او آنها را به اتاق کناری هدایت کرد، یک طوطی را با عینک های طبی دیدند، طوطی به آنها از بالای لنز نگاهی کرد ولی به آنها سلامی نداد.
مشتری ها – اما این زشت تر از طوطی های قبلی است .. چرا ۱۰میلیون ؟ چه چیزی آن از بقیه طوطی ها گرانتر کرده است؟؟
فروشنده – او استاد زبان فارسی ولهجه ی اصیل کنگانی است و همه طوطی ها شاگرد او هستند، او می خواهد کار آموزش خود را به پایان برساند تا خود ریس ستادمعین شهر شود، خودتان بشنوید ..
فروشنده، با حساسیت و احترام به سمت او رفت و پرسید:
برنامه انتخاباتی شما، سرور طوطی ها چیست؟
طوطی ناگهان بسخن آمد و گفت:
من کاردرست ترین هستم، من برنده هستم،من تغییر می دهیم من منبع حکمتم ، من سرفرازتان می کنم ، مرا انتخاب کنید من شما را از مالیات و هزینه ها وعوارض اجتماعی معاف میکنم و فرزندان شما را استخدام میکنم. من خیابانی را که از طریق یک پل هوایی وتقاطع غیر همسطح طراحی می شود فشارترافیک بر خیابان اصلی را مرتفع می کنم ، مزایای برخورداری ورفاه شمارا گسترش خواهم داد. من پارکینگ رایگان به شما می دهم، اقتدار را به عدالت واعمال قانون برمی گردانم، ما موانع وآسیب ها را دیگر برنمی تابیم. ما نمی خواهیم یک سالن فرهنگی داشته باشیم که در آن کار ضد فرهنگی صورت گیرد . . ما می خواهیم مدرسه ها؛ فیزیک، ریاضیات، شیمی و مهاراتهائی را آموزش دهند که جلوی بیکاری و شغلهای کاذب و تجارت ومبادله کالای غیرمجاز را بگیرد ما دیگر نخواهیم گذاشت انتقاد و پرسشگری ومطالبه و محاسبه وقت عزیزان صاحب منصب را بگیرد وزمینه را برای شناخت ریاست پایدار و مسئولیت دائم العمر با ستایش از کار انجام نشده برای رئیس ستادمعین بعنوان یک دغدغه ی عمومی اپیدمی، شود وهرکه ناراحت است دریا که نزدیک است برود مقداری آب شور بخورد…با انتخاب من ، خواهید دید تغییر را تضمین خواهم کرد .. من تغییر ایجاد خواهم کرد .. من تغییر ایجاد خواهم کرد .. من تغییرایجاد خواهم کرد ..
ادامه شعار تغییرات درد دلهای مخاطبین را تسکین می دهد
آن شب از شبکه های اجتماعی .کمپین های مختلف وفوریت های نیازمندی کنگان که برروی ساعت مچی از چپ وراست حتی پیامهای بین المللی دریافت می کردند شلوغ وپلوغ در پایتخت سابق انرژی موج درخواست “تغییر” فروکش نکرده بود و درازای ارائه پول به نفع خرید در مزایده طوطی سخنگو، باردیگر صاحبان سرمایه به بازار سهام کنگان سرازیر شدند وداد وهوار جمعیت حامی طوطی سخنگو از نگرانی های که هنوز هم نشان از بی سرانجامی میداد که حتی بمیزان جزئی تغییراتی صورت نگرفته ، بازهم بلندشد، برای خرید یک طوطی سخنگو که اوضاع شهر در قالب ستاد معین را سرو سامانی بدهد بار دیگر ، کنگان برسر زبانها افتاد زیرا اینبار”طوطی” می خواهد رئیس ستادمعین شهر شود! و البته همه بدقولی ها ونارسائی را سامان بدهد ولی با استفاده از روشی جدید و سبکی مدرن که اگر مقصری باشد همان طوطی۱۰ یا ۱۰۰ یا ۳۰۰ ملیونی است! نه اشخاصی که صد ها ملیون می پردازندو فروشندگانی که دریافت می کنند؟/عبدالمجید اورا


برچسب ها: