مقاله :ما “کنگانی ها” چقدر در عقب ماندگی خودمان نقش داریم؟

بدون دیدگاه
شنبه - ۴ آذر ۱۳۹۶ - کد خبر: 2726
ما “کنگانی ها” چقدر در عقب ماندگی خودمان نقش داریم؟

اگر کسی به ما گفت: خیلی راه دوری نروید همین اطراف شما شهرستان های جم وریز، دیر، عسلویه به ترتیب 20-15- 5 سال از شما که زمانی مرکز شهرستانهای جنوب استان و مرکز حوزه انتخابیه بودید جلوترند نباید به ما بربخورد ... قاعدتاً مخاطبین همشهری واقع بین با این عبارت موافقند !

امواج نیوز، وقتی از دیر صحبت می کنیم می بینیم همین شرکت های متانول کاوه و …پیرامون آن شهر بخش قابل توجهی از کارجویان منطقه ی جفرافیائی حاشیه خود را جذب کرده است.
و یا در میزان بها دادن به تعلیم وتعلم را از حدود سه ده ی پیش نمونه ی بیاورم . خدا رحمت کند آقای” توفیقی” را که بعنوان دبیر ادبیات فارسی وعرب توانست تحولی استثانائی در آموزش پرورش دیر ایجاد کند همین بس که بگویم ایشان علاوه برکار آموزشی شبانه روز ی آموزشی دردیر با موتورسیکلت بعنوان دبیر ومعلم راهنما به آبدون وبردخون هم می رفت تا آنجا هم کار آموزشی اش دنبال کند و هنگامیکه که فوت شدند بین مردم دیر و بستگان ایشان در شهر زادگاهش که فکر می کنم از شهرهای مرکزی ایران بود برسر محل دفنش، بحث و جدل بالا گرفت ؟ که نشان میداد مردم دیر چقدر به معلم ودانش بها قائل بوده وهستند ومثالهای دیگر …
یا شهرستان جم می بینم که تاهمین اواخر دوفرماندار از بچه های این شهرستان در منصب کارگزاری دوشهرستان مهم جنوب استان وبه اضافه نماینده و… به بدنه ی عرصه سیاسی منطقه معرفی کرده است و.. .
و وقتی از عسلویه صحبت می کنیم قابل مشاهده است که مطالبات پیگری شده مردم از شهرستان شدن از کل تا به جز تا حد زیادی بسرعت محقق شده است. و همه اینها وبیشتر از آنها نتیجه ی یک اعتقاد واحد بود همه باهم باشیم .
وبنابراین اگر کسی ما را سرزنش کرد که مثلاً چرا در هنگام انتخاب گزینه برتر در انتخابات شورا و مجلس صندوق رای را کج می بینید ؟ و دچار سردرگمی و اشتباه می شوید نباید افسرده شویم زیرا در تفکیک چهاردسته از نامزدهای انتخاباتی خوب عمل نمی کنیم : کسانیکه می خواهند انتخابات به نفع پیشبرد برنامه عموم مردم با داشتن راهبردی اختصاصی دنبال کنند ودسته ی که تنها برای انتفاع شخصی وافراد دوربر خویش و کسب شهرت ومعرفی خود وارد میدان می شوند افرادیکه برای منحرف کردن اذهان افکار عمومی وتشتت آرا وافزایش شانس یک نامز د خاص مشارکت می کنند وبرخی که برای کسب تجربه ویادگیری از نحوه روند انتخابات بطوریکه بتواند درانتخابات های بعدی به نفع خود یادیگری حضوری قوی داشته باشد در آن شرکت می جویند…
وطبعاً دراین پروسه ی انتخاب؛ خوب وبد آن فرا روی ماست وبراحتی می توان دستاوردهای اجتماعی وفرهنگی آن را ارزیابی کرد و اکنون با تاخیری دیر هنگام دراین رویه می توان سراغ دسته ی اول را گرفت…زیرا چندان جای سرزنش برای فردی دیگر غیراز خودمان موجه بنظر نمی رسد.
واگر بگویند : دربسیاری ازامور شهرتان بی برنامه وبدون استراتژی وبراساس اقداماتی تصادفی وباری به هرجهت پیش میرود هم زیاد بیجا نگفته اند!؟
با همه ی این اوصا ف اگر به این بپردازیم که اکنون چه داریم وکجای کاریم بسادگی می توان گفت : هرمترمربع شهرستان و هر فردی از آحاد شهروندان حاوی قابلیتی عطیم وظرفیتی چشمگیراست که باید روش بکارگیری آن را از طریق شناسائی منابع گسترده انسانی ومادی وطبیعی وبا بهره برداری صحیح از آنها درجهت اعتلا وپیشرفت شهرستانمان بکوشیم . .. تا امروز بر روی تاریخ و داشته های سابقمان مانور دادیم وفخر فروختیم اکنون وقت آن رسیده که براساس دارائیمان، نقش ومنابع وجودیمان از جغرافیای ارزشمندمان نیز بهره بگیریم . پس از این موقع به بعد زمان مطلب نوشتن وشعرگفتن وشعاردادن ودر محافل خصوصی نقد کردن وغصه خوردن گذشته است! …
اگر دردی احساس می کنیم بفکرعلاجش باشیم آنهم از طریق صحیح واصولی درمانش … اگر تحصیلکرده ها ونخبه ها ئی داریم که فراوانش وبا کیفیتش راهم داریم زمان به میدان آمدن فرا رسیده و ترجیحاً شرایط وقت از دست دادن وفرصت واگذارکردن میدان ونتیجه را نداریم آنچه از کار باقی مانده را به پایان برسانیم مسیرش روشن است ما باید بخواهیم که با هم کار کنیم وبا خودمان برخلاف گذشته اجماع وائتلاف کنیم .. وخودمان را بازشناسیم … رسانه های ما بتوانند تحلیلی درست و منطقی علمی از نحوه شکل گرفتن پدیده وارتباط آنها باهم ودرنتیجه اثرات احتمالی آن برسرنوشت همه ی شهرستان ارائه دهند . شبکه های اجتماعی در صدد رفع محرومیت و جبران عقب ماندگی ها باشند . ودر نشست ها وجلسات، پرسشگری و مطرح طالبات مسنجم تر و موثرتر ارائه شود . این توانمندی را داریم اگر باورکنیم واگر بخواهیم …
داستان سرخوردگی پس از تبدیل ما به یک انسان کم تحرک یا یک شهروندنقشه پذیر بی برنامه، فرموله شده و پردازش شده به نفع دیگران شروع شده است که خود الان به غمنامه ی چند جلدی مبدل شده است!
این واقعیت را چگونه باید باطل کرد تا با اهداف کلی جامعه و تفکر آن منطبق با برچسب های مختلف مطلوب بالندگی همراه شود.
روشن است تمرکز بر افزایش سطح آگاهی بالا صرف نظر از اختلاف در زمان و مکان ، زدودن مرز بندی های قبیله ای، سیاسی و محله ی و.. .با ید حرکت اول باشد. درست همین است: تا قاعده بازی را ندانیم نمی توانیم بازی را ببریم/ عبدالمجید اورا


برچسب ها: